تبليغاتX
خاطرات با امیرپارسا

خاطرات با امیرپارسا

مجموعه خاطرات حاصل از گذر ایام

بهار، گذر عمر و ...

دو عکس ماندگار و تاریخی از حدود ۵سال پیش و همینطور بیش از سه دهه قبل

 در یادداشت تیر ۱۳۸۳ همین وبلاگ...

اینجا

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط بابای امیربارسا  | 

امیرپارسای ما که در آستانه نوروز ۱۳۸۷ تولد خود را جشن گرفت، سخت در تدارک وسایل سفره هفت سین است. سبزه را که خود سبز کرد، تخم مرغها را خودش رنگ کرد که البته نسبت به سال گذشته سلیقه بیشتری به خرج داده بود (حاصل کار  امیرپارسا را اینجا ببینید!)، خرید شمع و ماهی و خلاصه تمامی ملزومات سفره هفت سین را هم خودش مدیریت کرد. تا الان هم که بیداره و نگرانه که صبح خواب نماند. البته در کنار این شادی و هیجان رسیدن سال نو، نگرانی و دغدغه بزرگ دیگری هم دارد، اینکه نکند ماهی قرمزش پس از بازگشت از سفر به اصفهان بمیرد و سر این مساله چه اشکی که نریخته است. نهایتا قرار شد ماهی اش را هم با خود همراه ببرد .... دنیای بچه ها دنیای بسیار شیرینی است، غصه های آنها هم برای خودشان بزرگترین غم دنیا است.

سال نو را به تمامی خانواده های ایرانی بالاخص دوستان این وبلاگ

در سراسر دنیا صمیمانه تبریک میگویم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط بابای امیربارسا  |