تبليغاتX
خاطرات با امیرپارسا

خاطرات با امیرپارسا

مجموعه خاطرات حاصل از گذر ایام

جشن پایان الفبا و

امروز جشن پایان الفبای مدرسه امیرپارسا را زودتر از آخرین امتحاناتشون گرفتن. صحنه های جالبی را در فیلمی که برای تکثیر آورده بودند دیدم:  قرار بوده یکی فیلم بگیرد و آن را تکثیر کند اما هرکسی دستش یک دوربین بود، قرار بود به بچه ها هدایا و لوح مخصوصشان را در محل نمازخانه بدهند که بعد از مدت کمی نفس کشیدن طاقت فرسا میشود و همه مجبور میشوند محل مراسم را ترک کنند و هدایا و ناهار ویژه این روز را در کلاسهایشان دریافت کنند، حضور بعضی مادرها بسیار پررنگ تر از بچه های معصوم بود، و ....

نکته های در این جشن  نشون میده واقعاً نظم ایرانی را چگونه نسل به نسل منتقل میکنیم. لوح این بچه ها بسیار پاک است و میتوان همه چیز را از نو نوشت. خلاصه پدر مادرها مقصرین اصلی هستند که کودکان خود را که والدین فردا هستند را اینچنین تمرین بی نظمی میدهند.

مترو سوار شدن ، مراسم اختتامیه لیگ برتر در ورزشگاه آزادی و ... مثالهایی است که همه و همه میتواند از همین مقطع بازسازی شود ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط بابای امیربارسا  | 

بعد از شش ماه از فوت عمو يحيي  شب گذشته خبر فوت عزيزي ديگر ، عمومحمدجواد را به ما دادند. واقعا نميشد باور کرد. يادگاري ديگر كه بوي پدر را ميداد از بين ما رفت.. بسيار متاثر شديم.  اميرپارسا درگير امتحانات ترم دوم يا نهايي سال اول دبستان است و ما براي رفتن به اصفهان به مشكل برخورده ايم. اميرپارسا اصرار دارد كه اين موضوع مهمتر از امتحاناتش است و بايد همراه من به اصفهان بيايد.

ياد ايام عيد امسال افتادم كه چگونه عموي من، با يك بازي ساده و برهم زدن خاص دستهايش، صدرا را به خنده هاي طولاني واداشته بود...  

انا لله و انا الیه راجعون 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 7:49 قبل از ظهر  توسط بابای امیربارسا 

1 + 2+ 2 ريال = 5 ريال

اميرپارسا در رياضي با علامت مساوي كمي مشكل داشت فكر ميكرد كه اين بايد مثل جمع و تفريق اعداد را تغييري بدهد. مشكل اصلي اش در صفحه اي بود كه سكه هاي ۱ ريالي و ۲ ريالي و ۵ ريالي را باهم جمع  و يا از هم تفريق ميكردند و بعد با مساوي آن را نشان ميدادند. براي اينكه اين مطلب را ياد بگيره سراغ سكه ها رفتم اما يادم افتاد كمترين سكه ما ۵۰ ريالي و ۱۰۰ ريالي است كه آن هم به ندرت پيدا ميشه. پس از كلكسيون سكه،‌  ۵ ريالي و ۱ ريالي و ۲ ريالي هايي كه روزگاري چقدر با ارزش بودند را بيرون آوردم و با آنها شبيه سازي كردم كه البته خيلي هم موثر بود. احساس خوبي نيست كه ببيني پول مملكتت اينقدر بي ارزش شده در حاليكه در كتابهاي درسي همچنان از اون سكه هايي كه ديگر نه وجود خارجي دارند و نه صد برابر آن هم ارزشي دارد استفاده ميكنند. تدريس غير واقعي تر از اين ميشود؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 8:20 بعد از ظهر  توسط بابای امیربارسا  |