تبليغاتX
خاطرات با امیرپارسا - بازیهای من درآری تنها راه نجات از دست امیرپارسا!

خاطرات با امیرپارسا

مجموعه خاطرات حاصل از گذر ایام

بازیهای من درآری تنها راه نجات از دست امیرپارسا!

 بچه های بی دندونی که هی میرین سراغ شیرینی .

حداقل به حرف این کوچولو گوش کنین

*************************************

امیرپارسا واقعا ما را کلافه کرده. بعد از این که به خونه برمیگردم فورا از من میخواد مشغولش کنم. خوب، چند تا کار تفریحی و بازی ردیف شده برای این مواقع که علیرغم خستگی مجبورم اونها را پیشنهاد کنم :خریدن شیر از لبنیاتی محله با اسکوتر، آب دادن گلها و کندن علف هرزهای باغچه، ساخت وسایل مختلف با لوگوهای خونه سازی مار و پله، انواع پازل،  اما اینها حداکثر تا زمان شام وقتش را پر میکنه و هنوز شام تمام نشده میگه "حالا چی بازی کنم؟" حالا چی بازی کنم؟" " یک بازی بگو " این کار را اونقدر میکنه تا تقریبا غذا تبدیل به چیز دیگری شود! این کار مخصوصا وقتی که بعد از شام خسته جلوی تلویزیون نشسته ایم و با شیطنت صورتش را در مقابل صورتت در فاصله ۵ سانتی قرار میده و با حالت کلافه و التماس گونه ای که آماده گریه کردنه هی میگه  "حالا چی بازی کنم؟ حالا چی بازی کنم؟یک بازی بگو! یک بازی بگو!" مرا روی لبه خنده و خشم قرار میده، و ادامه آن آدم را خیلی عصبی تر میکنه بعضی وقتها مثل دیشبی میخواستم از ته دلم فریاد بکشم. مشکل اینه که زورش به من میرسه و تو این مواقع به مامانش زیاد گیر نمیده و میاد سراغ من. من هم نمیتونم با او برخورد تند داشته باشم یا تنبیهش کنم . بنابراین همینجور در فکرم چه جوری از این مخمصه رها شوم و در نهایت کل بازیهای من درآوردی را مرور میکنم و یکی از اونها را میگم اونوقت دعا میکنم که با این بازی اینقدر سرگرم بشه که نیاد به من بگه حالا دیگه چه بازی کنم!!! .

شماها اگه بازیهای ساده درون خونه سراغ دارید به من هم بگید! بسیار ممنون خواهم شد! بعضی از بازیهایی که من از خودم در آوردم و امیرپارسا خیلی دوستشون داره را اینجا معرفی میکنم:

ـ کبریت بازی: به نظر من یکی از بهترین و بی سروصدا ترین بازیهاست: چوب کبریتهای یک قوطی کبریت بزرگ یا چند تا قوطی کبریت معمولی را روی فرش میریزی و بعد باید با اونها اجسام و شکلهای مختلف را بکشه. ماشین، خورشید، درخت، آدم، هواپیما و خلاصه خیلی چیزها را با اون ایجاد میکنه. در این بازی قوه ابتکارش به شدت تحریک میشه برای مثال از من دو تا در شیشه خواست برای استفاده بجای تایر و از وسایل دیگه هم برای استفاده در این طراحیهای چوب کبریتی استفاده کرد. اولین بار که این بازی را به اون معرفی کردم ۳ ساعت تمام مشغول بود! باورتون میشه؟

- حیوون بازی!:  حیوانات کوچک و سربازان پلاستیکی را به دو دسته تقسیم میکنیم. روبروی هم قرار شون میدیم با فاصله ۳ متر یا ۴ متر. اونوقت با یک تیله (به صورت قل دادن) یا با یک توپ پارچه ای به صورت خمپاره ای به نوبت به سمت نیروها شلیک میکنیم. هرکس توانست تمام نیروهای طرف را سرنگون کنه اون برنده است.

- جنگ کاغذی: تعدادی نقاشی (عمدتا تصاویر منفی و ادوات جنگی) روی یک صفحه میکشیم. اون را از دفتر جدا کرده و روی فرش قرار میدیم. بعد باید با خودکار و یا مغز خودکار به حالت نیزه به سمتش پرتاب کنه. باید اینقدر نیزه پرتاب کنه که نقاشیهایی که کشیده شده مورد هدف قرار بگیره. هرکدام از تصاویر روی صفحه باید حداقل ۵ نیزه بخورد.

- موشک بازی: در این بازی با کاغذ موشکهای زیادی (حداقل ۴ عدد) ساخته میشه. بعد در دو طرف اتاق باید به یکدیگر پرتاب کنیم . در این بازی نباید موشکها به بچه برخورد کند. این بازی بسیار هیجان داره و خیس عرق میشه.

ـ نارنجک بازی!: در این بازی عملیات پرتاب نارنجک به سمت یکدیگر با توپهای کوچک پلاستیکی دقیقا مشابه اصلی (کشیدن ضامن با دندان و پرتاب فوری آن) اجرا میشه. این بازی هم هیجان داره، هم تفکر تاکتیکی بچه را قوی میکنه (حمله، پرتاب نارنجک و فرار به صورت زیک زاک برای در امان بودن از برخورد شلیک دشمن با بدنش).

- پرتاب به هدف: من با خونه سازیهاش تعدادی برج سریعا درست میکنم و اون باید با یک توپ کوچک اون ها را هدف بگیره تا تعدادشون زیاد نشه و وقتی برنده میشه که تمامی ساخته های من را خراب کرده باشه. این کار در تقویت هدف گیریش نقش زیادی داره.

بازیهای دیگه را بعدا به اینجا اضافه میکنم. پس تا بعد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 8:21 قبل از ظهر  توسط بابای امیربارسا  |