تبليغاتX
خاطرات با امیرپارسا -

خاطرات با امیرپارسا

مجموعه خاطرات حاصل از گذر ایام

۱- فردا عید سعید غدیر هست و خوشحال تر از همه امیرپارسا چون که به معنای تعطیلی اداره هاست و میتونه جمعه ها را هم وسط هفته ببینه

۲- امیرپارسا امروز دچار مریضی عجیب و غریبی شد. هر چیزی میخورد را بالا میآورد حتی آب ! این جریان چون ادامه پیدا کرد  باباش زودتر از موقع اومد و بردیمش دکتر نفهمید علتش چیه اما خدا را شکر بعد از رفتن به دکتر به سرعت خوب شد.

۳- بابای امیرپارسا هم اعلام کرد که دیگه تا چند ماهی وقتی برای وبلاگ نویسی نداره  حتی وبلاگ ترجمه مطبوعاتی خودش را هم فعلا رها کرده است. .

۴- فاطمه زهرای عزیز ما هم یک وبلاگ راه انداخته که به نظر من بخاطر نوشته های ساده اش جذابیت خاصی داره .

۵- من هم مثل بابای امیرپارسا تا چند ماه دیگه کاملاً گرفتار هستم. بعید میدونم بتونم اینجا را به روز نگه دارم. البته این به معنای سر نزدن به وبلاگهای قشنگ شماها نیست. از محبت همگی مخصوصاً شهرزاد، فاطمه زهرا ، بابای فردا و مامان و بابا و دخترشون  که تقریباً همیشه به این وبلاگ سر میزدن بسیار ممنون هستم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 7:22 بعد از ظهر  توسط مامان امیرپارسا  |