تبليغاتX
خاطرات با امیرپارسا -

خاطرات با امیرپارسا

مجموعه خاطرات حاصل از گذر ایام

امیرپارسا کم کم داره باسواد میشه! در شب یلدا کلمه انار را بر روی یک کاغذ نوشت و بر روی کاسه انار چسباند. حالا هم که در هنگامی که در خیابانها هستیم سعی میکنه که کلمات را بخواند: از جنت آباد، آبادش را و سمت راست تابلوی از سمت راست حرکت کنید را میخواند کلمات دیگر را هم سعی میکند با اینکه بلد نیست بخواند. در خانه هم که بعضی وقتها که به قول خودش حال و هوای کتاب خواندن به سرش میزنه میره یک کتاب میاره تابخواند.

اولین بار که این کار را میخواست بکنه رفت و کتاب استراتژی در جهان معاصر را آورد و از صفحه پیشگفتار شروع کرد به فهم کلمات و خواندن آن! البته راهنمایی کردم تا  از این به بعد کتاب مناسب خواندن را بردارد.

امیرپارسا گرایش غریبی به قصه های کهن و ریشه های ضرب المثلها دارد برای همین از میان اینهمه کتاب، سری کتابهای "قصه ما مثل شد" را برای این کار انتخاب کرده و البته هر شب  یکی از داستانهایی را که امیرپارسا میتونه اسمش را از فهرستش بخونه را به من میده تا آن را بخونم. 

با توجه به اتأثیر شگرف خواندن قصه های ادبیات کهن خودمان که اثرش را در نوع حرف زدن و تعداد کلماتی که امیرپارسا الان در گفتارش به کار میگیرد، تصمیم گرفتم دوباره روند قصه خوانی را همیشه و هر شب  از پی گیرم. اینبار در کنار امیرپارسا، کوچولوی دیگری است که آماده است گوش و ذهنش با واژه های زیبای زبان فارسی آشنا شود.

عاملی، قصه گوی دوست داشتنی دوران کودکی و نوجوانی ما با آن لحن جاودانه اش به دیار باقی شتافت. مطمئنا سهم او در گرایش نسلهای ایرانی به فرهنگ و ادبیات غنی فارسی بسیار زیاد است. امیدوارم از نسل جوان ایرانی، کسانی باشند که بتوانند ادامه دهنده راهش باشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط بابای امیربارسا  |