تبليغاتX
خاطرات با امیرپارسا -

خاطرات با امیرپارسا

مجموعه خاطرات حاصل از گذر ایام

 

كلمات و واژه‌های مورد استفاده و علاقه امير پارسا در زمان زندگی در بيشكك

تعدادی كلمه و واژگان، در طی مراحل رشد اميرپارسا با او عجين شده كه تعدادی از آن در اينجا آورده شده است. لازم به يادآوری است كه تعدادی از اين كلمات (۱ تا ۳) می‌تواند مورد استفاده والدين ديگر نيز قرار گيرد، به شرطی كه فضای اوليه به درستی در ذهن كودك ترسيم گردد البته مطمئناً هر خانواده‌ای تعدادی از واژگان منحصر به فرد مشابه را اختراع و بكار گرفته اند...

۱ـ آق ساقال: نشانه ابهت و وقار و ناظر بر اعمال خوب و بد. اين لغت در زبان قرقيزی و تركی به معنای ريش سفيد می‌باشد كه به بزرگ خاندان يا فرد مورد احترام جوانها اشاره می‌كند. در سفر اميرپارسا به بخارا وی با مجسمه‌های آق ساقال آشنايی پيدا كرد و از همان زمان حرمت اين اسم در ذهن او نقش بست. تا چندی پيش اگر به او می‌گفتی به فلانی سلام آق ساقالی بكن، دستش را روی سينه اش می‌گذاشت و كاملاً به طرف وی خم ميشد. مجسمه آق ساقال روی دكور ناظر اوضاع است. چنانچه كار بدی از او سر زند آق ساقال می‌بيند و به ديگران می‌گويد و چنانچه كار پسنديده ای انجام دهد مورد تشويق آق ساقال قرار می‌گيرد...

۲- شبگرد: نگهبان شب و برآورنده بانگ خاموشی. شبگرد با گردش در شهر و سر زدن به خانه‌هايی كه در آن كودكی وجود دارد بر خوابيدن آنها نظارت كرده و چنانچه كودكی قصد نخوابيدن يا اصرار بر روشن ماندن چراغ داشته باشد بانگ بر می‌آورد كه ”شهر در امن و امان است آسوده بخوابيد“. شبها امير پارسا قبل از اينكه بگوييم شبگرد چه می‌گويد با صدايی وهم‌انگيز می‌گويد ”امن و امــــــــــــــــان ات، آدوده بيابيــــــــد“.

۳ـ مثانه: ناظر بر دستشويی رفتن اميرپارسا در آخر شب قبل از خواب و اول صبح (مختص از پوشك يا پمپرز گرفته شده‌‌ها). مثانه به دنبال بدنام كردن است و اميرپارسا به مقابله با اين موجود خيالی می‌پردازد. برای مثال زمانی كه رفتن به دستشويی را انكار می‌كند به او می‌گوييم ”بيا بريم دستشويی جيش كنی كه مثانه اومد خيط بشه“. يا ”مثانه منتظره تو نری دسشويی تا بياد فشارت بده جات را خيس كنی شبگرد و آق ساقال از دستت ناراحت شن“

۴ـ يورت: در لغت به معنای نوعی چادر است كه اقوام قرقيز در آنها زندگی و سكونت داشته‌اند (چيزی شبيه سياه چادرهای عشاير خودمان اما با سبك ديگر و متناسب با اقليم سرد اين منطقه). يورت محل آرامش جسم و روح اميرپارسا است. زير يورت رفتن: به معنای خوابيدن در زير يك ملحفه يا شمدی كه هيچ درزی به بيرون نداشته و دارای فضايی برای ديدن و تنفس كردن است می‌باشد. در اين حالت بايد بابای بخت برگشته همراه او به زير يورت رود و دست خود را اهرم سقف آن قرار دهد و تا مدتهای طولانی در آنجا بسر برد تا طرف يا به خواب رود يا راضی به بيرون آمدن گردد. يورت كلمه ای است كه ما تا حد امكان از بكاربردنش پرهيز می‌كنيم چون منجر به تحمل شرايط مذكور می‌گردد.

كلمات و مكالمات روسی مورد استفاده اميرپارسا:

ـ يا نيزنايو ( من نميدونم) {جديد}

ـ كانياژنا (البته) {جديد}

ـ تی بيا لوبلو (دوستت دارم)

- پاچيمو(چرا)؟ -پاتامو(ارا)!

ـ پاچيمو (چرا) اين را خوردي؟ ـ پاتاموشتا (برای اينكه)گشنمه!

ـ پانيادنا (فهميدي)؟ ـ دا، پانيادنا (بله، فهميدم)

ـ ايز ديراست ويتی (سلام رسمي)، پيريويت (سلام دوستانه)  

ـ داس وی دانيا (خداحافظ رسمي)، پاكا (خدافظ دوستانه)

... تا بعد خداحافظ

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1383ساعت 7:57 بعد از ظهر  توسط بابای امیربارسا  |