تبليغاتX
خاطرات با امیرپارسا -

خاطرات با امیرپارسا

مجموعه خاطرات حاصل از گذر ایام

بعد از شش ماه از فوت عمو يحيي  شب گذشته خبر فوت عزيزي ديگر ، عمومحمدجواد را به ما دادند. واقعا نميشد باور کرد. يادگاري ديگر كه بوي پدر را ميداد از بين ما رفت.. بسيار متاثر شديم.  اميرپارسا درگير امتحانات ترم دوم يا نهايي سال اول دبستان است و ما براي رفتن به اصفهان به مشكل برخورده ايم. اميرپارسا اصرار دارد كه اين موضوع مهمتر از امتحاناتش است و بايد همراه من به اصفهان بيايد.

ياد ايام عيد امسال افتادم كه چگونه عموي من، با يك بازي ساده و برهم زدن خاص دستهايش، صدرا را به خنده هاي طولاني واداشته بود...  

انا لله و انا الیه راجعون 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 7:49 قبل از ظهر  توسط بابای امیربارسا