تبليغاتX
خاطرات با امیرپارسا - حمل با جرثقيل!

خاطرات با امیرپارسا

مجموعه خاطرات حاصل از گذر ایام

حمل با جرثقيل!

اين روزها شهر بسيار شلوغ شده است. مردم شهر در تكاپوي خريد شب سال نوي مسيحي هستندو در اكثر فروشگاههاي شهر صف ايجاد شده در پشت صندوق بسيار جلب توجه ميكند. مخصوصاً اينكه كالاهاي خريداري شده ، نه كالاهاي اساسي و يا مصرفي بلكه لباسهاي مارك دار گران قيمت و يا اشياأ و لوازم خانگي لوكس است. بنابراين جداي از شلوغي فروشگاهها، وسايل نقليه عمومي و پياده روها، مشكل كمبود جا براي پارك كردن هم بيش از پيش خود را نشان ميدهد.

صحنه حمل با جرثقيل خودروهايي كه در خيابان و در محل توقف مطلقاً ممنوع پارك كرده اند، براي اميرپارسا بسيار جذاب است به طوريكه هربار كه اين منطره را مي بيند بايد تا پايان آن را تماشا كند. جذابيت اين منظره بخاطر تفاوت اساسي آن با حمل با جرثقيل در ايران است. به اين شكل كه چهار لوله به موازات يكديگر به صورت عرضي جلو و عقب تايرهاي خودروي متخلف گذاشته شده و  بعد،  از چهار طرف زنجيرها به آن متصل شده و بدون هيچ آسيبي به خودرو به روي كفه جرثقيل گذاشته مي شود. موضوع جالب تر، برخورد بين راننده خوردو با راننده جرثقيل بود. به طرف او رفت و دست داد و بعد هم يك كارت از او گرفت، خداحافظي كرد و قدم زنان به سمت مترو رفت.

  

  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط بابای امیربارسا  |