اولین نوشته من: امیرپارسا
این اولین چیزی است که در اینجا مینویسم. من هشت ساله شده ام. اینجا خاطرات و عکسای قشنگی از کوچکی من تا حالا است. من در اینجا خودم میخواهم پهلوی خاطرات بابام خاطرات خودم را بنویسم.اینجا من میخواهم همکار بابا باشم. من تایپ را به قول بابا انگشت انگشت میزنم. بابا میگه فعلا بگذار من برات تایپ کنم تا تایپ را یاد بگیرم. اما این اولین نوشته را خودم نوشتم و تایپ کردم.
من امروز توانستم هر چهارفصل را در یک روز ببینم. اول در صبح که پرندگان آواز میخواندند.بعد هوا کمی بادی شد مانند بهار. بعد هوا آفتابی و گرم شد. بعد باران تندی آمدوهوا مثل پاییز شد. بعد هوا خیلی سرد شده بود و تگرگ می آمد و مثل زمستان بود.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 7:14 بعد از ظهر  توسط امیرپارسا
|
