بازار خیریه مدرسه ی صدرا
مدرسه ها در ایرلند کار های خیریه ای زیادی می کنند. مثلا مدرسه ی صدرا که البته زیر نظر کلیسای All Saint است، امروز صبح یک بازار خیریه ای در محوطه ی جلوی اون کلیسا راه انداخته بودند. مامان هم یک سینی کلوچه پخت و به مدرسه داد که بچه ها بفروشن. ما هم صبح ساعت 10رفتیم جالب بود. خیلی ها توی فضای آزاد وسیله می فروختن و دو تا چادر هم زده بودند که اونجا اسباب بازی و کتاب و شمع و جا شمعی و کاسه و بشقاب و وسایل آشپزخانه می فروختند. اتفاقا چندتا چیز مثل جاشمعی و یک ساعت رومیزی و یک ماسک چوبی آفریقایی هم ما خریدیم. . فقط بدشانسی خیلی بزرگ این بود که بعد از سه روز هوای تابستانی امروز هوا به شدت بارانی و سرد شد.
کار جالب دیگه شون این بود که اونجا سرگرمی هایی هم برای بچه ها گذاشته بودن که هم برای خیریه پول جمع می شد و هم خیلی طرفدار داشت. یکجا یک آکواریوم بود که باید توش سکه های 1 سنتی می انداختن اگه می افتاد توی یک لیوان ته آکواریوم یک آب نبات می گرفتی. یکی دیگه این بود که باید اسفنج خیس را به سر دوستت که از توی یک سوراخ روی یک ماکت بیرون بود هدف می گرفتی و خلاصه اگه بهش میخورد برده بودی. یکی دیگه اش این بود که یک پرتقال از توی یک لوله پایین می انداختن و باید زمانی که از لوله بیرون می آمد با یک چکش میزدی روش. اگه بهش می خورد یک جایزه می دادن. صدرا هم از شانس خوبش تونست اونو بزنه!





امیرپارسا ناظمی متولد 17 اسفند 1380 هستم. تا هفت سالگی نویسنده ی این وبلاگ پدرم بود و از اون موقع تا حالا خاطراتم را خودم می نویسم. من علاقه دارم در اینجا درمورد خاطرات خودم از خانواده و دوستان، سفر، فرهنگ مردم، یادگیری زبان و اتفاقاتی که در شهر و مدرسه می افتد و خلاصه خاطرات حاصل از گذر ایام را بنویسم.