دوروزه که سرما خوردم و جمعه هم مدرسه نرفتم. تازه صدرا از من سرما خورده. می خواستم زود سفر را بنویسم که در مورد رفتن به مدرسه بنویسم اما نشد. هنوز لاهه و بروکسل مونده . میخوام این دوجا را هم بنویسم تا خاطرات سفرم تمام بشه. ما بعد از پاریس، رفتیم لاهه هلند و بعد رفتیم بروکسل. اما چون نیلوفر منتظره تا من در مورد سفرمون به بلژیک بنویسم پس اول در مورد بروکسل می نویسم:

ما شب رسیدیم بروکسل  قرار بود بریم خونه نیلوفر. از یک راه خیلی قشنگ و جنگلی رسیدیم خونه شون. پارسال اونها را در سفر به وین دیده بودیم. رفتیم خونه شون دیدیم یک بچه خوشگل اونجاست که خواهر نیلوفر بود. اسمش مهشاد است. یک عکس دسته جمعی هم گرفتیم که اینجا می گذارم:

شب ما با نیلوفر و باباشون رفتیم میدون اصلی شهر. بابا میگفت هرسال تابستان توی اون میدون با گل فرش درست می کنند. بعدش رفتیم یک مجسمه یک آدم خوابیده و سگ و موش بود که همه بهش دست میزدن و عکس میگرفتن. بابای نیلوفر در مورد اینکه مردم  آرزو میکنند و دست میزنن بهش گفتن که من الان یادم نیست. بعدا توی اینترنت اگه پیدا کردم مینویسم.   

 بعدش  از یک کوچه رفتیم پایین تا پای مجسمه نماد بلژیک که اسمش (Manneken Pis) بود اونجا پشت نرده ها یک پسری است که ببخشید داره جیش می کنه. میگن اون با این کارش یک آتش سوزی را خاموش کرده !! همه مغازه ها هم اینها را می فروشن و سوغات اونجا بود.

فردا صبحش خداحافظی کردیم و رفتیم سمت Atomium به بابا گفتم این مگه چیه که هی میگی بریم اونجا خوب یک مجسمه است دیگه. اما وقتی اونجا رسیدیم فهمیدم چقدر بزرگه. چند تا کره بزرگ به هم وصل شده و در هرکدوم از این توپها یک موزه است. جلوش عکس گرفتیم.

من دوست داشتم  جایی بریم که از تن تن هم چیزی یا مجسمه ای باشه که بخریم و یا بریم توی رستوران تن تن که بابا میگفت تابلوهای زیادی از کارتونش است اما وقت نشد باید همون صبح برمیگشتیم برن که تا اونجا 5 ساعت راه بود.

راستی اتفاقی که توی موزه لوور افتاد را مامانم نوشت که  در وبلاگ صدرا بخونید.