بعد از چند وقتي كه به دلايل مختلف ديگه به وبلاگ سري نزده بودم، دوباره تصميم به زنده نگه داشتن اين دفتر با ارزش گرفتم و از اين به بعد سعي ميكنم دوباره مطلبهاي مختلفي بذارم.
اول از همه اينكه در اين مدت قطعا مهمترين اتفاقي كه افتاده بازگشت دوباره ما به ايران بود. بعد از ٣ سال ايرلند رو با تمام خاطرات و تجربيات عالي كه كسب كردم ترك و به تهران برگشتيم. برگشتنمون به ايران مستقيما با دردسر هاي مختلف در خصوص ساكن شدن همراه شد كه هنوز هم حل نشده و زندگي هنوز روال عاديشو پيدا نكرده. اين باعث شده اولين تفاوت يا بهتره بگيم حسن ايرلند كه حسابي دلمون براش تنگ شده اون آرامشي باشه كه داشتيم، ميشه گفت لحظه به لحظه زندگي در ايران درگيري فكري داره… توي خيابون، كار و محيط كلي جامعه از رفتار هاي مردم اعصاب خوردي و كلافگي رو ميشه حس كرد. بخاطر همين رفتارا با هم خيلي بده، مخصوصا توي رانندگي كه ديگه فاجعس…
ولي از بدي هاش كه بگذريم، از نكات مثبت ابن چند مدت براي من مدرسه هست. من با چند روز تاخير در مدرسه بين الملل تهران ثبت نام كردم. تفاوت اين مدرسه با مدارس ديگر هم در اينه كه همه چيز (درس و كتاب، معلم ها، زبان دانش آموزان) به انگليسي هست. درس هاي ايران رو هم طبيعتا دنبال نميكنه و كتاب ها كاملا فرق داره. من براي اين به اين مدرسه اومدم كه درچند سال گذشته از درس هاي ايران دور بودم و الان قطعا برام خيلي سخته كه به سه سال درس خودم رو برسونم. اما جو اين مدرسه بسيار شبيه به ايرلند هست، بچه ها اكثرا چند سال قبل رو خارج زندگي كردن و براي همين رفتار هاي بعضا بد و زشت رايج بين مدارس عادي توي اين مدرسه ديده نميشه. اين باعث شد خيلي زود به جو جديد عادت كنم. از لحاظ درسي هم تقريبا هم سطح با همون درساي ايرلند هست اما چند مورد براي من تكراري و بعضي درس ها هم كاملا برام جديد هست. خلاصه فعلا از مدرسه خيلي راضيم و خوش ميگذره خدا رو شكر.
در ادامه مطالب دوست دارم كمي درباره نظرات خودم در مورد ايران و تفاوت هاي جامعه ايرلند با ايران بگم و تفاوتهایی که خودم میتونم حسشون کنم.
اما قبل اون باید پستی در مورد سفر دو ماه پیش به لندن را بگذارم. 
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۶ ساعت 14:0 توسط امیرپارسا.
|