سفر لندن

از  سفر ما به لندن (20تا 25 مرداد) تا الان دو ماه می گذره و تا الان نتونسته بودم پستی بگذارم. دلیل اصلیش به خاطر این بود که بعد از سفر از صبح تا شب به کینگز اینستیتو می رفتم و دیگه وقتی نمی موند. آخر تابستان هم که درگیر برگشتن شدیم و اینجا هم که طول کشید تا جاگیر بشیم.  ایندفعه بجای نوشتن خاطرات سفر به لندن، بیشتر عکس می گذارم.

عکس خط متروی پیکادلی که با اون به راحتی میشه از فرودگاه وارد لندن شد.عکس منظره ورودی موزه بریتانیا یا بریتیش موزیوم. عکس متشور کوروش که خیلی دوست داشتم از نزدیک ببینمش و کلی اینجا عکس انداختم!

از فرودگاه هیترو تا همر اسمیت محل اقامتمون با خط متروی پیکادلی اومدیم. ورودی بریتیش میوزیوم یا موزه بریتانیا

 منشور کوروش در موزه بریتانیا در لندن

عکس روی خط صفر گرینیچ در دهکده ای به همین نام. اینجا روی یک تپه بود که در عکس دوم منظره دهکده گرینیچ پشت سرمون معلومه.

روی خط صفر گرینیچ

دهکده گرینیچ یا گرینویچ پشت سرمون

 عکس ما جلوی یکی از ساختمانهای قدیمی آکسفورد. با قطار حدود یکساعتی طول می کشه که به آکسفورد برسیم. عکس بعدی جلوی محوطه کاخ باکینگهام است. عکس سومی هم که معلومه کجاست.

آکسفورد

روبروی کاخ باکینگهام

منظره وسمینیستر و برج ساعت لندن

بقیه عکس ها از جاهای دیگر هم وقت کردم بعد می گذارم.

بازگشت من به وبلاگ با بازگشت ما به ايران!

بعد از چند وقتي كه به دلايل مختلف ديگه به وبلاگ سري نزده بودم، دوباره تصميم به زنده نگه داشتن اين دفتر با ارزش گرفتم و از اين به بعد سعي ميكنم دوباره مطلبهاي مختلفي بذارم.

اول از همه اينكه در اين مدت قطعا مهمترين اتفاقي كه افتاده بازگشت دوباره ما به ايران بود. بعد از ٣ سال ايرلند رو با تمام خاطرات و تجربيات عالي كه كسب كردم ترك و به تهران برگشتيم. برگشتنمون به ايران مستقيما با دردسر هاي مختلف در خصوص ساكن شدن همراه شد كه هنوز هم حل نشده و زندگي هنوز روال عاديشو پيدا نكرده. اين باعث شده اولين تفاوت يا بهتره بگيم حسن ايرلند كه حسابي دلمون براش تنگ شده اون آرامشي باشه كه داشتيم، ميشه گفت لحظه به لحظه زندگي در ايران درگيري فكري داره… توي خيابون، كار و محيط كلي جامعه از رفتار هاي مردم اعصاب خوردي و كلافگي رو ميشه حس كرد. بخاطر همين رفتارا با هم خيلي بده، مخصوصا توي رانندگي كه ديگه فاجعس…

ولي از بدي هاش كه بگذريم، از نكات مثبت ابن چند مدت براي من مدرسه هست. من با چند روز تاخير در مدرسه بين الملل تهران ثبت نام كردم. تفاوت اين مدرسه با مدارس ديگر هم در اينه كه همه چيز (درس و كتاب، معلم ها، زبان دانش آموزان) به انگليسي هست. درس هاي ايران رو هم طبيعتا دنبال نميكنه و كتاب ها كاملا فرق داره. من براي اين به اين مدرسه اومدم كه درچند سال گذشته از درس هاي ايران دور بودم و الان قطعا برام خيلي سخته كه به سه سال درس خودم رو برسونم. اما جو اين مدرسه بسيار شبيه به ايرلند هست، بچه ها اكثرا چند سال قبل رو خارج زندگي كردن و براي همين رفتار هاي بعضا بد و زشت رايج بين مدارس عادي توي اين مدرسه ديده نميشه. اين باعث شد خيلي زود به جو جديد عادت كنم. از لحاظ درسي هم تقريبا هم سطح با همون درساي ايرلند هست اما چند مورد براي من تكراري و بعضي درس ها هم كاملا برام جديد هست. خلاصه فعلا از مدرسه خيلي راضيم و خوش ميگذره خدا رو شكر.

در ادامه مطالب دوست دارم كمي درباره نظرات خودم در مورد ايران و تفاوت هاي جامعه ايرلند با ايران بگم و تفاوتهایی که خودم میتونم حسشون کنم.

اما قبل اون باید پستی در مورد سفر دو ماه پیش به لندن را بگذارم.