+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ساعت 19:17 توسط ap شماره پست: 348
سال تحصیلی امسال در مدرسه ی والفجر برایم تبدیل به سال بسیار شیرینی شد. با اینکه مدرسه ی خیلی کوچک و کهنه و قدیمی و به قول خودم شبیه پناهگاه های آلمانی ها در زمان جنگ جهانی بود، با بچه های خیلی خوبی آشنا و دوست شدم و به من خیلی خوش گذشت. این سال تنها سالی بود که می تونستم با صدرا برادر کوچکم که کلاس اول بود در یک مدرسه باشم که تجربه ی خوبی بود. یک خوبی دیگه مدرسه هم داشتن معلم خوبی مثل خانم میرزایی بود. من با این خاطرات از دبستان خداحافظی میکنم و از سال تحصیلی دیگه وارد دبیرستان یعنی کلاس هفتم میشوم. البته هنوز ثبت نام نکرده ایم احتمالا مدرسه آئینه که یک مدرسه هوشمند قرآنی در ورزی جنوبی نزدیک خانه ی ما است اسم نویسی کنم. اما دوستم عامری اصرار دارد که به مدرسه البرز در آلاله بروم (او در آنجا ثبت نام کرده)...
اما از اینها که بگذریم بالاخره مدرسه ها تعطیل شده و دوباره فصل تابستان اومد، برای ما دانش آموزان که شاید خیلی در طول سال وقت زیادی برای تفریح یا پرداختن به موضوعات غیر درسی و رفتن به کلاس های ورزشی نداریم الان بهترین وقته و باید ازش استفاده کنیم.
اما این تابستان با جام جهانی شروع میشه و همین باعث میشه حداقل تا وسطای تیر جایی نریم و بعدش هم که ماه رمضان شروع میشه و تکون بخوری می بینی به وسط تابستان رسیدی. در این سه ماه من شخصا دوست دارم یک حرفه ای را یاد بگیرم که نجاری را بیشتر از بقیه حرفه ها دوست دارم و فکر میکنم شاید بعدا به دردم بخورد. یک دلیل بزرگش اینه که در مدرسه ی اتریشی به ما اصول نجاری را توی کارگاه یاد می دادند و اونجا بود که خودم یک خانه ی کوچک و زیبای چوبی ساختم و با درخت های پارچه ای جلوش رو تزیین کردم که البته در اسباب کشی گم شد! بابا گفته می خواد من رو در تابستان به یک کارگاه نجاری در کن بفرسته اما با این علیرضا که صبح ها دیرتر بیدار میشه معلوم نیست کی میخواد مرا تا اونجا ببره و برگردونه. در ورزش هم دوست دارم به کلاس بسکتبال بروم. کلاس زبان انگلیسی ادامه داره. کلاس زبان آلمانی هم پریروز با امتحانی که گرفتند تمام شد و تا مهر کلاس آلمانی تعطیل شد.
از فردا هم که جام جهانی شروع میشه روزها زودتر میگذره و باید ببینم چقدر از تابستان امسال استفاده می کنم و لذت می برم و امیدوارم تابستون پرباری رو پشت سر بگذارم
امتحان تیزهوشان
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393 ساعت 23:7 توسط ap شماره پست: 347
دیروز جمعه 18 اردیبهشت امتحان تیزهوشان بود. من برای این امتحان درسام را دوره کرده بودم و آماده شده بودم ولی می دانستم که قبول شدن در این امتحان اصلا کار ساده ای نیست و من به اندازه کافی یا مثل کسانی که خیلی وقت گذاشته بودند و کلاس های مخصوص هم رفته بودند آماده نبودم.
حوزه امتحانی من مدرسه مهدی زاده بود. ساعت 08:30 راه افتادیم تا 9 که شروع امتحان برسیم. قبل از امتحان اضطراب زیادی داشتم و از اونجایی که همه از سختی تیزهوشان می گفتند بیشتر استرس گرفته بودم. راس ساعت 9 ورقه ها رو پخش کردند. سوالات درس هدیه های آسمانی و قرآن اول بود. همه می گفتند این دو درس سوالات خیلی مهم و سختی دارد اما به نظرم خیلی آسان بودند و آن ها رو راحت و سریع جواب دادم. سوالات فارسی و اجتماعی کمی سخت بود ولی فکر می کنم به آن ها هم خوب جواب دادم البته 3 سوال را هم نزدم! سوالات تفکر و پژوهش بسیار سخت بود اما سوالات علوما راحت بود و در آخر هم سولای ریاضی بود. برای من خیلی جالب بود که سوالات ریاضی هیچ کدام حل کردنی نبودند و از یک روش یا فرمولی حل نمی شدند چون اکثر آن ها شکل بود و با هوش و خلاقیت حل می شد. در ریاضی نتوانستم خیلی خوب به سوالات جواب و فکر نمی کنم که در تیزهوشان قبول شوم اما می خواهم با این تجربه در آزمون مدارس نمونه دولتی بهتر عمل کنم و بتونم در اونجا قبول بشم.
پ.ن (زمانی که سرور بلاگفا سوخت حدود یک سال نوشته هام از آخر 92 تا آخرای 93 از بین رفت
تازگی متوجه شدم که بابام یک نسخه پشتیبان گرفته بوده
که حدود 70 درصد نوشته هام در اونجا هست که الان یعنی در پاییز سال 95 داریم با کمک بابا اونها را احیا می کنیم
)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۳ ساعت 11:44 توسط امیرپارسا.
|