خانه فخرالملوک قاجار (خانه نان و نمک) و زندان قصر
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 ساعت 21:23 توسط ap شماره پست: 342
از خیابان امین حضور بعد از سرچشمه و خیابان مجاهدین از کوچه های بسیار تنگ قدیمی که خانه هایش با خشت و گل درست شده بود رفتیم. یکی از خانه های کوچک آنجا که نیمی از حیاط قدیمی آن تبدیل به سفره خانه و نیمی دیگر خانه ی فخر الملوک قاجاری بود. خانه فخر الملوک ۱۲۰ سال پیش ساخته شده فخر الملوک نوه ی مظفرالدین شاه است. که در این خانه به همراه همسرش زندگی می کردند و بعد از فوت او کسی در خانه اش زندگی نمی کرد تا اینکه سال ۸۸ به عنوان آثار ملی ثبت شد. بعد از تعمیرات دو سال پیش (سال ۹۳) افتتاح شد. وسط حیاط یک حوض قدیمی بسیار بزرگ قرار داشت و داخل ساختمان هم گچکاری و آیینه کاری های زیبایی شده بود. بعد از آن به موزه قصر رفتیم.

زندان قصر : اول در پارک کنار موزه ناهار خوردیم و بعد به موزه رفتیم. موزه ی قصر در اصل همان زندان قصر سابق هست که الان به موزه تبدیل شده. چون خیلی با سن و روحیه من جور در نمی اومد من خیلی لذت نبردم ولی چند نکته ی جالب داشت که اون ها رو نوشتم:
ـ برای هر سلول که فرد مهم یا سابقه داری در آن نگهداری میشده مجسمه، ماکت یا یک نمادی از او را ساخته بودند.
ـ برج نگهبانی بزرگی در خارج از ساختمان زندان وجود داشت که می گفتند در آن صدا هایی شنیده می شده و جن داشته! حتی بعضی از زندان بانان آن زمان می گفتند این برج تکان می خورده!

ـ در سالن ملاقات هم صدای زندانیان و خانواده هایشان را بازسازی کرده بودند که صدای آن ها در راه رو پیچیده بود و انگار الان داشتند از پشت آن شیشه ها با هم صحبت می کردند!

- برای رفتن به زندان سیاسی قصر از زندان اصلی خارج شدیم و پس از برج نگهبانی به سمت شمال باغ موزه حرکت کردیم. در اونجا هم توی بعضی اتاقها ماکت بود. کسی که توضیح می داد خودش یکی از زندانیان آن دوره بود.
پ.ن (زمانی که سرور بلاگفا سوخت حدود یک سال نوشته هام از آخر 92 تا آخرای 93 از بین رفت
تازگی متوجه شدم که بابام یک نسخه پشتیبان گرفته بوده
که حدود 70 درصد نوشته هام در اونجا هست که الان یعنی در پاییز سال 95 داریم با کمک بابا اونها را احیا می کنیم
)
امیرپارسا ناظمی متولد 17 اسفند 1380 هستم. تا هفت سالگی نویسنده ی این وبلاگ پدرم بود و از اون موقع تا حالا خاطراتم را خودم می نویسم. من علاقه دارم در اینجا درمورد خاطرات خودم از خانواده و دوستان، سفر، فرهنگ مردم، یادگیری زبان و اتفاقاتی که در شهر و مدرسه می افتد و خلاصه خاطرات حاصل از گذر ایام را بنویسم.