روز شنبه گذشته برای سومین بار در یکی از چالشی ترین سبک های دیبیت که همون "mace" یا British Parliamentary Style (سبک "میس" یا پارلمان بریتانیایی) هست شرکت کردم.  همونطور که قبلا هم توضیح داده بودم فرق اصلی این نوع از دیبیت با سبک های دیگه اینه که از زمانی که موضوع مباحثه را اعلام می کنن تا زمان تهیه محور سخنرانی و مباحثه خودت  و ارائه، همه و همه فقط یک ربع وقت داریم. یعنی یک ربع قبل از دیبیت موضوع رو به شما میدن و شما باید به همون شکل یک سخنرانی 4 یا 5 دقیقه ای تهیه و ارائه بدید. طبیعتا این سبک به مراتب سخت تر و پر استرس تر است.

اینبار مکان برگزاری مسابقه در کالج کسلناک (Castlenock Community College) خارج از شهر دوبلین بود. من در چهار موضوع مباحثه ای شرکت کردم که در سه تا از اونها باید به عنوان موافق و در یکی به عنوان مخالف صحبت می کردم. 

موضوع یک: به مادران زندانی اجازه بزرگ کردن فرزند را در زندان بدهیم (موافق) موضوع دو: اولویت داشتن بیمارانی که سبک زندگی سالم را رعایت کرده اند در پذیرش در بیمارستان ها (موافق) موضوع سه: دموکراسی شکست خورده است (مخالف) موضوع چهارم: مجاز بودن استفاده از سلاح کشنده در برابر مهاجمین(دزد) به خانه (موافق)

 

من اینبار به خاطر اینکه جک؛ هم تیمی قوی و باسابقه ام که در این سبک جزو بهترین های استانی هست مریض بود و نیامده بود با یکی دیگه از دوستان و اعضای تیم به نام مایکل که البته به مراتب کم تجربه تر بود به عنوان تیم A مدرسه به مسابقات رفتم. البته مشکل اصلی اینجا بود که من و مایکل هر دو نفر اول سخنرانی میکنیم که مربیمون من رو که رهبر این سری تیم مدرسه هم بودم به عنوان سخنران دوم که کارش حساس تر و سخت تر هست انتخاب کرد. این اولین تجربه من در نفر دوم صحبت کردن هم بود.

تفاوت اصلی نقش نفر اول و دوم تیم در اینه که نفر اول مسئولیت معرفی کردن استدلال و نکات جدید تیم رو به دیبیت داره اما نفر دوم به علاوه یاداوری نکات گفته شده در سخنرانی اول باید در طول دیبیت نکات هر دو طرف رو یادداشت کنه و نکاتی که بیشترین بحث سرش پیش اومده و مخصوصا یک بحث لاینحل در دیبیت که به point of clash معروفه رو به نفع طرفش در دیبیت توضیح بده. با یک مثال این رو توضیح میدم:

مثلا در دیبیتی که موضوعش به عنوان مثال ممنوع کردن سیگار باشه قطعا بحث ها و نکات مختلفی از هر دو طرف به دیبیت وارد میشه. مثلا خطرات سلامتی در طرف موافق و باز شدن بازار سیاه برای سیگار و خطرات بیشتر در سمت مخالف. قطعا موضوعات کوچکتر دیگه ای هم هست اما این دو چیز در نهایت مهم ترین و حساس ترین نکات در بحث میشن یا همون Points of clash.  یعنی عملا هر سخنران عاقلی در این دیبیت با توجه به طرفش در دیبیت به این دو موضوع خواهد پرداخت. در این شرایط، تیمی برندست که سخنران دومش همه این نکات مهم رو دوباره به داوران و کلا دیبیت یاداوری کنه و به هم ارتباط بده و در نهایت ثابت کنه در هر حال طرفش خطرات کمتری ایجاد میکنه، یعنی مثلا اگر در سمت مخالف باشه میگه: در این دیبیت مهم ترین بحث حل نشدنی این هست که آیا ممنوعیت سیگار جان انشان های بیشتری رو نجات میده یا باعث میشه با باز شدن بازار سیاه افراد بیشتری آلوده بشن. بعدش میگه در این صورت به نظر سمت ما، اگر ممنوعیت نباشه نظارت بیشتری هست و میشه با تبلیغ و اطلاع رسانی بیشتر مثلا در مدارس مردم یا مالیات بیشتر روی سیگار مردم رو تشویق کنیم که سیگار نکشند. این طوری بازار سیاه خطرناکی که به مشکلات بزرگتر ختم میشه به وجود نمیاد. این طوری داورا در نظر میگیرن که شما همه زاویه های دیبیت رو آنالیز کردی و در نهایت هم نشون دادی که حق با شماست؛ پس دیبیت به نفع شما میشه و این تنها راهی هست که بشه هر دیبیت رو برد. اما دو مشکل وجود داره، مشکل 1: همیشه به این آسونیا نیست و 2: این کار سخنران دوم هست و مثلا در مسابقه شنبه گذشته این اولین تجربه من بود که به نظرم خیلی بیشتر "کیف میده" و انگار  توش هم خیلی بهترم!

خلاصه خیلی خوب پیش میرفتیم البته مایکل سطح پایین تری داشت ولی اون هم پیشرفت کرده بود. تا دیبیت آخر تقریبا معلوم بود که احتمالا ما موفق نشدیم هر 4 مسابقه رو ببریم تا به فینال بریم. وقتی نتایج اعلام شد یکمی جا خوردم چون حداقل 2 تا از تیمای فینالیست رو به نظر من ما قطعا برده بودیم ولی به هر حال بعد از یه روز نسبتا خوب نتونستیم به فینال برسیم. چون ساعت 5 بود  و ما هم از 8 صبح او.مده بودیم خیلی ها برای فینال نموندن و رفتن. من هم اول همین تصمیمو گرفتم اما یه حسی میگفت امروز خیلی خوب بودم و شاید در اخر جزو 10 نفر برتر اسمم رو اعلام کنن و در لحظه آخر برای بابا که اومده بود دنبالم پیام زدم که اگه میخواد بیاد فینال رو با هم ببینیم. همونطور که فکر میکردم و واضح بود فینال ضعیفی بود و شاید اگر ما هم بودیم میتونستیم راحت ببریم. به هر حال فینال تموم شد و نوبت اعلام نتایج بود. مسئول برگزاری مسابقه آمد و  از نفر دهم تا اول رو اعلام کرد. خیلی خوشحال شدم که من نفر دوم از بین 300 نفر شدم!! همین من رو خیلی خوشحال کرد تا اینکه بعد از دادن لوح هر کدوم از برندگان فینالفقط  یک جام مونده بود که خیلی به چشم می آمد. یکدفعه اعلام کرد پارسا به عنوان بهترین Orator یا سخنور این دور مسابقات معرفی می شه. من که با اینکه حس خیلی خوبی نسبت به عملکردم داشتم اصلا انتظار گرفتن این جام رو نداشتم و خیلی جا خوردم و رفتم جلو و اون جام را به من دادند. بابا هم که خیلی اتفاقی خوشبختانه نیم ساعت قبل از تمام شدن مسابقات اومده بود و در تماشاچی ها نشسته بود خیلی خیلی خوشحال شد.

در راه برگشت به یاد حرفهای زمان اومدن به این مسابقه افتادم. صبح وقتی به محل برگزاری مسابقه می رفتیم بابا در راه به من گفت که در یک سال و نیمی که وارد این جریان شدم با شرکت در رقابت های مختلف که بعضی هاش مثل همین Mace بسیار سخت و پر استرس هست نشان دادم که از هر نظر خوب بودم و حالا که اینجور هستم باید به ریزه کاری های شکلی و ظاهری در ارائه مطلب بیشتر آب و رنگ بدهم.  من هم بیشتر از قبل به این موضوع توجه کردم و فکر کنم در کنار محتوی و نوع استدلال مطالب کمک خوبی بود تا بهترین سخنور بشم.