امروز جشن پایان الفبای مدرسه امیرپارسا را زودتر از آخرین امتحاناتشون گرفتن. صحنه های جالبی را در فیلمی که برای تکثیر آورده بودند دیدم:  قرار بوده یکی فیلم بگیرد و آن را تکثیر کند اما هرکسی دستش یک دوربین بود، قرار بود به بچه ها هدایا و لوح مخصوصشان را در محل نمازخانه بدهند که بعد از مدت کمی نفس کشیدن طاقت فرسا میشود و همه مجبور میشوند محل مراسم را ترک کنند و هدایا و ناهار ویژه این روز را در کلاسهایشان دریافت کنند، حضور بعضی مادرها بسیار پررنگ تر از بچه های معصوم بود، و ....

نکته های در این جشن  نشون میده واقعاً نظم ایرانی را چگونه نسل به نسل منتقل میکنیم. لوح این بچه ها بسیار پاک است و میتوان همه چیز را از نو نوشت. خلاصه پدر مادرها مقصرین اصلی هستند که کودکان خود را که والدین فردا هستند را اینچنین تمرین بی نظمی میدهند.

مترو سوار شدن ، مراسم اختتامیه لیگ برتر در ورزشگاه آزادی و ... مثالهایی است که همه و همه میتواند از همین مقطع بازسازی شود ...

پ.ن. : نويسنده: باباي اميرپارسا (به علت مشكل فني، نام تمامي يادداشتها از تولد تا ۷ سالگي اميرپارسا به اسم خودش تغيير كرده است!‌)