امیرپارسا و تخت جمشید

نمایی از شکوه تخت جمشید

سفر یکهفته ای  امیرپارسا به اردیبهشت شیراز به پایان رسید. سفری که مملو از خاطراتی خوش در منزل دوستان قدیمی بود. امیرپارسای ما هم شدیداً تحت تأثیر این محیط  قرار گرفته بود و  از همان لحظه اول وداع دچار دلتنگی شدیدی شد. جوابی برای این عکس العمل او ندارم فقط میتوانم بگویم این خاصیت شیراز است..

اما در این سفر امیرپارسا پا به پای ما و مشتاقانه تمامی آثار تاریخی تخت جمشید، پاسارگاد، نقش رجب و نقش رستم را دید و با دقت به توضیحات من در باره تاریخچه مکانها گوش میداد. جالب تر آنکه در تخت جمشید صدها بار اسکندر مقدونی را لعنت کرد که چرا اینجا را ویران کرده و او نمیتواند کاخ را آنطور که بوده در ذهنش مجسم کند!

امیرپارسا در نقش رجب نزدیک تخت جمشید. این نقش مربوط به کرتیر موبد بزرگ ساسانی میباشد. البته راهنمایی در آنجا نبود که به بازدید کنندگان درباره آن توضیح دهد اما کرتیر را از روی علامت قیچی شکلی که روی کلاهش است میشناسند. قیچی به معنای برش در تصمیم گیری است.

پ.ن. : نويسنده: باباي اميرپارسا (به علت مشكل فني، نام تمامي يادداشتها از تولد تا ۷ سالگي اميرپارسا به اسم خودش تغيير كرده است!‌) 

سفر به شیراز و اصفهان

آمدن فرزند دوم وقتی برای اوقات فراغت نگذاشته است از اینرو تا حالا کمتر فرصتی برای به روز کردن خاطرات با امیرپارسا فراهم شده است.

اما طبق قولی که به امیرپارسا داده بودم قرار است نگذاریم این اردیبهشت زیبا بگذرد و ما به شیراز نرویم. مخصوصا اینکه از مهر امسال کوچولوی ما وارد مرحله جدیدی از زندگیش یعنی ورود به مدرسه میشه و دیگه اردیبهشت زیبای شیراز و اصفهان تبدیل به فصل امتحانات بچه ها خواهد شد و ترتیب دادن چنین مسافرتی کار بسیار سختی خواهد شد. پس امروز بعداظهر انشالله راهی خواهیم شد.

البته  هدف این سفر صرفاً دیدن طبیعت و بناهای زیبای شیراز نیست بلکه مهمتر از آن دیدار دوستی بسیار قدیمی و خانواده بسیار محترمشان  است که بخش مهمی از خاطرات کودکی ما را تشکیل میدهند. امیرپارسا هم از هم اکنون با نامهای آنها آشنا شده و بیصبرانه در انتظار رفتن به شیراز و دیدن آنها و توصیفات شیراز است.

از من هم خواست تا اجازه دهم از امسال بیشتر عکاسی کند پس برای مرحله اول و به قول معروف دست گرمی یک دوربین عکاسی یک بار مصرف به عنوان هدیه تولد دریافت کرد. حالا باید ببینیم این امیرپارسا چه عکسهایی را میگیره.

به امید دیدار تا بعد از سفر و کوله باری از خاطرات که برای امیرپارسا باقی خواهد ماند.

پ.ن. : نويسنده: باباي اميرپارسا (به علت مشكل فني، نام تمامي يادداشتها از تولد تا ۷ سالگي اميرپارسا به اسم خودش تغيير كرده است!‌)