سفر به جنوب شرقی ایرلند
تابستون در ایرلند اصلا شبیه به چیزی که آدم انتظار داره و تصور میکنه نیست و هوا عملا مثل هوای اواخر آبان یا آذر ماه هست و خیلی ابری و بارونی و خلاصه خیلی بده!
این باعث شده ما که معمولا این موقع سعی میکنیم مسافرت بریم و شهرای ایرلند رو ببینیم توی خونه بمونیم ولی ایندفعه قرار گزاشتیم با اینکه میدونستیم شاید هوا بارونی باشه بزنیم بیرون و بریم به سمت شهر کیلکنی (Kilkenny) و کورک (Cork) که دو تا از شهر های مهم ایرلند هستند. کیلکنی رو قبلا خیلی گذرا ازش رد شدیم و چون خیلی شلوغ بود نتونستیم جایی درست و حسابی وایسیم و مثلا قلعه بزرگ و معروف این شهر رو از نزدیک ببینیم. (البته کاتدرال زیبای این شهر تنها جایی بود که رفتیم مطلب اون سفر ر و هم اینجا گذاشتم). پس هوا رو چک کردیم و طبق معمول بارونی و ابری بود اما به هر حال صبح زود روز شنبه حرکت کردیم. (البته این کودتای عجیب و غریب بودار ترکیه هم رو برنامه ما تاثیر گذاشت و باعث شد تا ساعت 2 نصفه شب پای اخبار بشینیم و آخرش هم که هیچی نشد و فقط باعث شد ما صبح دیر تر از خونه راه بیوفتیم
)
خلاصه ساعت 10 به سمت کیلکنی حرکت کردیم. از دوبلین تا کیلکنی که در استان کیلکنی در جنوب شرقی ایرلند قرار داره 130 کیلومتر راه بود و همونطور که گفتم مهمترین جاذبه کیلکنی قلعه بزرگ این شهر هست که این بار میخواستیم درست و حسابی اون رو ببینیم. حدود 50 کیلومتری شهر بودیم که بارانی که در طول راه نم نم میبارید یکدفعه خیلی خیلی شدید شد و دیدیم واقعا نمیشه تو این بارون کاری کرد و با توجه به اینکه آب و هوای شهر کورک بهتر بود تصمیم گرفتیم به جای کیلکنی مسیر رو 120 کیلومتر دیگه به سمت کورک ادامه بدیم تا یک بار دیگه این کیلکنی ما رو نطلبه!
البته خود ایرلندی ها هم بین خودشون ضرب المثل دارن که میگه پیش بینی روزی که دنیا تموم میشه از پیش بینی هوای ایرلند آسون تره و واقعا ما داریم به این پی میبریم
به کورک که نزدیک تر میشدیم بارون کمتر و کمتر شد و خلاصه بالاخره حدودا ظهر به کورک رسیدیم.
کورک (Cork): نکته جالب شهر کورک که از همون ورودی برامون جالب بود این بود که در اکثر شهرای دیگه ایرلند که رفته بودیم ورودی و حتی مرکز شهر خیلی سنتی و قدیمی و خلوت بود اما وقتی وارد کورک که دومین شهر بزرگ ایرلند و یک شهر بندری مهم هست و ورودیش هم با دریا و بندر اصلی این شهر بود، شدیم، خیلی سریع اولین چیزی که به چشممون اومد شلوغی و رفت و آمد شهر برخلاف جاهای دیگه برامون خیلی جالب بود و خیابان اصلی و پر از فروشگاه شهر هم (خیابان سنت پاتریک) تیرچراغ برق های جالبی داشت که عکسش را پایین گذاشتم. توی اون خیابان یک بازار به اسم بازار انگلیسی (English Market) وجود داشت که پر توریست بود و همه از داخلش عکس می گرفتن. با خودم گفتم این توریست ها که برای این بازار که به نظرم چیز خاصی نبود اینجوری عکس می گیرن، اگه بیان بازارهای قدیمی شهرهای ما را ببینن چیکار می کنن.
نکته جالب دیگه هم این بود که این شهر پر از توریست خارجی بود و حتی چند تا اردو از مدارس خارج اورده بودن و وقتی در خیابان قدم میزدیم با شنیدن این همه زبان های مختلفی که توریست ها از کشور های مختلف صحبت میکردن آدم باورش نمیشد اینجا یه شهر توی کورکِ ایرلنده!

ما هم در مغازه ها و فروشگاه ها کمی قدم زدیم و بعد به مرکز اطلاعات توریستی شهر یا tourist info centre رفتیم. (این هم یه چیز خیلی خوب و جالبه که در همه شهر های ایرلند چه کوچک چه بزرگ هست ولی متاسفانه توی ایران با این همه جاذبه وجود نداره یا خیلی کم وجود داره، این عملا یک ساختمان کوچک مثل کتابخونه هست که توش پر از نقشه و چیز های مختلف درباره جاذبه های شهر هست و چند نفر هم راهنمایی میکنند که مثلا چه کار کنیم و کجا بریم) در اونجا به ما پیشنهاد دادند به دژ الیزابت (Elisabeth Fort) که یک دژ سنگی قدیمی هست بریم. در راه از روی پل هایی که روی رودخانه های شهر زده بودند رد شدیم و شهر کورک روی این پل ها به زیبایی معلوم بود.

خلاصه بالاخره به دژ الیزابت رسیدیم. خیلی جای خلوتی بود و به غیر از ما شاید دو سه خانواده دیگر آنجا نبود که نشان میداد شاید افراد زیادی از این دژ کوچک اطلاعاتی ندارند و خیلی جای معروفی نیست اما ما که توش رفتیم دیدیم ارتفاع خیلی زیادی داره و با پله های بلند میشه به بام رسید که کل شهر کورک معلوم بود. این دژ قسمت های مختلفی داشت که در هر قسمت مجسمه یا وسایلی قرار داشت که زندگی افراد ساکن این دژ رو نشون میداد مثلا یک قسمتش مجسمه یکی در حال درست کردن یک گلوله توپ جنگی قرار داشت که علیرضا سعی داشت توپ را از دستش دربیاره ! و از همه عجیب تر قسمت آخر دژ بود که ماکت سرها بر سر نیزه ها را گذاشته بودن که نشون می داد در همین اروپا هم چقدر وحشی گری بوده و مثل داعش سر ها رو از تن جدا میکردند و به نیزه می بستن
البته یک وسیله دیگه شکنجه هم بود که اسیرها را دست و سرشون را در اون قرار می دادن و طرف نمی تونست تکون بخوره. اون هم دم در ورودی دژ گذاشته بودن.


بعد از بازدید از این دژ به ماشین برگشتیم. در مرکز توریستی گفته بودن که میتونیم به شهر کینسیل (kinsale) که حدود 40 کیلومتر با کورک فاصله داشت هم بریم. البته جاذبه اصلی کورک که قلعه معروف بلارنی (Blarney Castle) هست رو تصمیم گرفتیم نریم چون دیدیم دقیقا در مسیر یکی دیگه از شهر های دیدنی ایرلند هست که بعدا حتما میخوایم بریم وخلاصه تصمیم گرفتیم این دفعه به کینسیل بریم.
کینسیل (Kinsale): راه افتادیم و حدود نیم ساعت بعد به شهر بندری و زیبای کینسیل رسیدیم. این شهر کوچک یکی از اصلی ترین بنادر توریستی ایرلند هست و کسانی که با کشتی از فرانسه یا شمال اسپانیا میان ایرلند وارد این شهر میشن. حالا که صحبت اسپانیا شد نکته تاریخی معروف این شهر هم نبرد کینسیل در سال 1601 میلادی هست که در زمانی که قبایل بزرگ ایرلندی در برابر انگلیسی ها در شمال ایرلند قیام کرده بودن ارتش اسپانیا به کمک ایرلند میاد و صد ها سرباز رو با کشتی های جنگی پیشرفته به ایرلند میقرسته، اما اشتباه تاریخی که مرتکب میشن اینه که به جای شمال این جزیره به جنوب و به کینسیل میان
و ایرلندی ها مجبور میشن همه راه رو از شمال تا جنوب ایرلند بیان
و وقتی هم که میرسن می بینن انگلیس همه اسپانیایی هایی که تا اون وقت عقب نشینی نکرده بودن تار و مار کرده حالا خودشونم یک ارتش خسته و به هم ریخته بودن و به راحتی شکست میخورن تا یکی از مهم نبرد های تاریخ ایرلند در این شهر کینسیل رقم بخوره.
خلاصه از درس تاریخ که بگذریم
، ما اول در یک پارک ناهار خوردیم و بعد به مرکز توریستی کینسیل رفتیم و اون ها هم به ما چند تا جا روپیشنهاد دادند که اولیش یک قلعه داخل شهر بود. شهر کینسیل برخلاف کورک که خیلی مدرن و شلوغ بود مثل اکثر شهر های ایرلند سنتی و قدیمی بود با کوچه های تنگ و ظاهری قدیمی. ما هم با قدم زدن در این کوچه ها بالاخره به اون قلعه رسیدیم که وقتی وارد شدیم دیدیم اصلا موزه جهانی مشروب هست
البته حتی از بیرون هم خیلی هم قلعه زیبایی نبود و دوباره به سمت بندر که ماشین رو در اونجا پارک کرده بودیم رفتیم. بابا دوباره به مرکز توریستی رفت و اون ها اینبار به ما یک دژ دیگه که خارج از شهر بود رو معرفی کردند. پس حرکت کردیم و بعد از چند دقیقه رسیدیم به دژ چارلز یا (Charles Fort).
این دژ توسط ارتش انگلیس در اواخر دهه 1680 میلادی (یعنی حدود 80 سال بعد از نبرد کینسیل) به دستور پادشاه انگلستان چارلز دوم ساخته میشه. این دژ یزرگترین و پیچیده ترین پروژه مهندسی انگلیس در قرن 17 بوده و به شکل یک ستاره در کنار اقیانوس ساخته شده که به عنوان یک پادگان نظامی حتی تا سال 1914 میلادی کاملا فعال بوده و ایرلندی و انگلیسی های زیادی از این پادگان در جنگ جهانی اول جون خودشونو از دست داده بودن که لیست کاملش در داخل یکی از اتاق ها بود. تمام قسمت های سنگی و بیشتر اتاق ها و بخش ها کاملا مانده بودند اما بعضی دیوار ها و سقف ها از بین رفته بودند. (نکته جالب این بود که چطور در 300 سال پیش یک همچین پروژه پیچیده ای رو ساختند اما جالبتر اینکه خیلی شبیه به تخت جمشید خودمون بود و قسمت ها و جاهای مختلفی داشت و من به این فکر میکردم که از سختی ساختن یک همچین پادگانی 300 سال پیش گفتیم اما تخت جمشید ما با اون ابهت 2500 سال پیش ساخته شده

) خلاصه قسمت ها و اتاق های مختلف دژ رو دیدیم و دو ساختمان را موزه کرده بودند و داخلش تفنگ و لباس های سرباز ها رو گزاشته بودند.چند اتاق هم انبار غذا بوده که طوری طراحی شده که خیلی خنک بود و اینکه تا الان میشد این رو داخلش حس کرد خیلی جالب بود.

وقتی از دژ بیرون رفتیم در ها بسته شد ما شانس اوردیم که دیرتر نرفتیم. وقتی حرکت کردیم به یک نقطه روی تپه های بالای شهر رسیدیم که از اونجا نمایی فوق العاده از شهر کینسیل که در عکس پایین در پشت صحنه قرار داره معلوم بود.

از اونجا دیگه یکراست به سمت دوبلین راه افتادیم. در راه برگشت هم یک قهوه و بستنی هم خوردیم که خیلی چسبید و بعد از 3 ساعت راه، ساعت 10 شب به خانه رسیدیم.
با اینکه برنامه که ریخته بودیم این بود که شب در کورک میخوابیم و حتما کیلکنی رو هم میریم اما به دلیل هوای بد و عوض شدن برنامه کلا نشد ولی قطعا یک بار دیگه به کیلکنی میریم و بعد هم قلعه بلارنی کورک رو هم میبینیم.که دیدن جنوب ایرلند هم به لیست جاهایی که در این کشور رفتیم اضافه شد خیلی خوبه فقط مونده شمال و غرب ایرلند
امیرپارسا ناظمی متولد 17 اسفند 1380 هستم. تا هفت سالگی نویسنده ی این وبلاگ پدرم بود و از اون موقع تا حالا خاطراتم را خودم می نویسم. من علاقه دارم در اینجا درمورد خاطرات خودم از خانواده و دوستان، سفر، فرهنگ مردم، یادگیری زبان و اتفاقاتی که در شهر و مدرسه می افتد و خلاصه خاطرات حاصل از گذر ایام را بنویسم.